مجتبى ملكى اصفهانى
74
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مىداند ، موجب جواز جعل و سلب تشريعى حجيّت مىشود . « 1 » آيا بحث قطع از مباحث كلامى است يا از مباحث اصولى ؟ گروهى معتقدند كه اين بحث به مسائل كلامى شباهت بيشترى دارد . « 2 » گروهى نيز معتقدند كه اين بحث از مباحث اصولى است زيرا ملاك اصولى بودن هر مسألهاى اين است كه موجب اثبات حكم شرعى فرعى گردد به گونهاى كه آن مسئله ، حجّت برآن حكم شرعى شود و قطع نيز اين ملاك را دارا مىباشد . « 3 » آيا اگر كسى به وجوب يا حرمت چيزى قطع پيدا كرد و با قطع خود مخالفت نمود و اتفاقا قطع او نيز موافق با واقع نبود ، يعنى قطع او خلاف واقع و بىمورد بود و يا اگر براساس قطع خود عمل نمود و ازقضا قطع او نيز مخالف واقع بود ، چنين كسى چون از جهت مخالفت با قطع خود ، تجرّى نموده و از حيث عمل براساس قطع خود ، انقياد نموده است ، مستحقّ عقاب و ثواب خواهد بود يا خير ؟ به عنوان « تجرّى » رجوع شود . آيا قطع قطّاع حجّت است يا خير ؟ قطّاع كسى را گويند كه با كوچكترين چيزى قطع پيدا مىكند ، يعنى سريع القطع است . به عبارت ديگر : كسى كه از اسباب متعارف و غير متعارف فورا قطع پيدا مىكند . برخى از علما معتقدند كه قطع قطّاع مانند شكّ كثير الشك است و اعتبار ندارد « 4 » . ولى گروهى از علما نيز معتقدند كه در قطع طريقى هيچ تفاوتى بين
--> ( 1 ) - تهذيب الاصول سبزوارى ( ره ) : 2 / 12 . ( 2 ) - الكفاية : 2 / 5 . ( 3 ) - تهذيب الاصول : 2 / 81 ؛ تهذيب الاصول سبزوارى ( ره ) : 2 / 11 . ( 4 ) - مرحوم شيخ انصارى ( ره ) اين قول را به مرحوم كاشف الغطاء ( ره ) نسبت مىدهد . الرسائل : 13 .